نقد و بررسی مجموعه "ریواس ، سیب ، سعدی "

به نام خدا

آقای یعقوب زارع بی شک یکی از شاعران توانمند و با آتیه نه تنها در محدوده شهرستان شهربابک و استان کرمان بلکه در سطح کشور می باشند.مجموعه " ریواس ،سیب ،سعدی"  حاصل هجده سال زندگی مسالمت آمیز ایشان با شعراست که در تیر ماه امسال توسط انتشارات فصل پنجم به چاپ رسیده است. " ریواس ،سیب ،سعدی"  مجموعه ای منسجم و ارزشمند است که ضمن اینکه خواندن آن را  به علاقه مندان به هنر شعر توصیه میکنم نقد وبررسی کوتاهی در حد توان بر این مجموعه خواهم داشت.

" ریواس ،سیب ،سعدی"  مجموعه ای از دغدغه های اجتماعی ، عاشقانه و عارفانه ی  روح شاعر است که به کمک تکنیکها وقالب های شعری به زبان قلم در امده و درحافظه ی کاغذ جاودانه شده اند بی شک بسیاری از بیتهای این مجموعه منتقل کننده ی دردی لذت بخش و یا حسی پر شور است که به طور مختصر به چند نکته در این باره اشاره خواهم کرد.

الف) نام مجموعه: نام مجموعه ی،آقای زارع هرچند در نگاه اول ترکیبی از واژه هایی ساده و زیباست اما هر کدام از این واژه های به ظاهر معمولی در نگاهی عمیق تر خود کتابی است و شاید بتوان ساعتها در مورد آن به بحث و گفتگو نشست!

1- "ریواس":ریواس علاوه بر اینکه امروز به نمادی برای شهربابک و معرفی شهرستان زادگاه شاعرتبدیل شده است، گیاهی است که ریشه در داستانهای اسطوره ای ایران و ادبیات فارسی دارد؛ گیاهی که بر اساس اساطیر خمیر مایه ی بوجود آمدن  و خلقت انسان است .در واقع شروع نام مجموعه با شروع خلقت انسان پیوند خورده است.همچنین "ریواس "هم قافیه ی "احساس" و کلمه ای بسیار زیبا و دلنشین است و کمتر کسی است که با شنیدن این کلمه و یاد آوری زیبایی های ریواس، سرشار از لذت نشود.

2- "سیب": دومین کلمه در نام این مجموعه به نوعی  دومین عنصرمهم درداستانهای مربوط به خلقت است!سیب،در شعر معاصرمفهوم "عشق" و "زندگی" را در خود جای داده است از طرفی سیب سمبل آگاهی، معرفت و بینایی است."سیب" به طور نمادین هم  با داستان آدم و حواَ و میوه ممنوعه  گره خورده است و طبیعتا فراتر از یک واژه است .

3- "سعدی" : هریک از ما مخصوصا" اگر دستی بر آتش شعر داشته باشیم و ادبیات را بیشتربدانیم حتما بارها با غزلیات عاشقانه ی سعدی به وجد آامده ایم و زندگی کرده ایم . شاعری بزرگ در عرصه اجمال و راز و نویسنده‏ای نوآور و خلاق! مردی فرهیخته و فرهنگمند که سودای معرفتش او را از کویی به کویی و از شهری به شهری می‏کشاند و درد دوری و اشتیاق دیدار غزلخوانش می‏کندومجموعا"می توان شعر سعدی را کمال شعر عاشقانه فارسی دانست حال آنکه سومین کلمه درنام مجموعه پس از ریواس و سیب با سومین حادثه ی خلقت یعنی" عشق "گره خورده است.

ب) مضمون و محتوی: در مجموعه ی " ریواس ،سیب ،سعدی" سر فصل و مضامین زیادی برای پرداختن وجود دارد اما به اختصار به چند سرفصل که ازنظر من در این مجموعه بیشتر به چشم می خورد می پردازم .

1- اعتراض :اعتراض در شعر از جمله مضامینی است که باعث شور و لذت بخشی بیشتر می شود که در اشعار آقای زارع به خوبی به چشم می خورد این اعتراض گاهی در قالب ابیات عاشقانه -  عارفانه نمود بسیار زیبایی پیدا می کند،فریادهایی که با طنزی تلخ و درد الود همراهند،اعتراضی که گاهی با نوعی نیاز و حیرت  همراه است و از هیجانات ذهن و روح شاعرخبرمیدهد؛

        دلی شکستی و قدّی خماندی و رفتی؟/ دروغ – وعده ، همین بود حدِّ غارت تو ؟

و یا:

            با خنده اخم می کنی و با نگاه ظلم/من مانده ام به دست تو یاس است یا که داس؟!

البته گاهی این اعتراض ها نمودی سیاسی و یا اجتماعی دارند که البته یکی از خصوصیات اینگونه اشعار است و یکی از دلایلی که شنیدن و خواندن این گونه اشعار را دلنشین تر می کند؛

                  سد کرده معبر همه را چشمهای تو/ امّا پلیس بر سر من می شود هوار

 

 

2- درد و نیاز!:نمی دانستم برای این قسمت چه عنوانی را انتخاب کنم اما درد های از سر نیاز و شوقی که همواره در شعر آقای زارع به سمت معبود به چشم می خوردو نیازی همواره و دردی همیشه که در لابلای شعرهایش  احساس می شود درد و نیاز را به ذهنم آورد دردی که شاعر را شاعر می کند و شعر را شعر، و نیاز و طلبی که روح شاعر را به هیجان وا میدارد و به صرافت شعر گفتن می اندازد؛

 

                 لب بیاور؛گل بچینم ، رخ بیاور؛ می بنوشم/ زلف افشان کن ؛برقصم ، دور قدّت تا قیامت

 

 

3- جنون و شوریدگی :در اکثر غزلیات این مجموعه مخصوصا غزلهای عاشقانه- عارفانه یا بهتر بگویم غزلهای حافظانه ی این مجموعه دغدغه ها یی پر از درد و شور و هیاهو به چشم می خورد ،گاهی در لابه لای این ابیات به اعتراض ،کنایه ،پریشانی و  نکوهشهای نرم و شیرینی بر می خوریم که نشاندهنده ی روح دردمند شاعر و دغدغه های زیبا و زندگی ساز او می باشد،شوریدگی  و جنونی لطیف  که دست در دست واژه ها می گذارند و شعر می شوند  و لذتی دردناک و آرامشی سرکش را در خواننده به وجود می آورند ،جنون و شوریدگی زیبایی که بی شک چیزی جز هدیه حق برای روح شاعرانه ی شاعرنیست؛

 

                هی می دوم به سمت تو هی دور می شوی/ این است مزد این همه دلدادگی؟! سپاس!

 

 

4- آنیما :آنیما یا معشوق کامل و اسطوره ای ذهن مرد،بهانه شعر گفتن هر شاعر مردی است.معمولا" این معشوق ،خصوصیات زنانه ای دارد که در شعر هر شاعر عاشق،عارف،حتی اخلاق گرای تعلیمی دیده می شود.زن درشعر نماد لطافت، آرامش، عشق است، گاهی هم او معشوق سرکشی است که رندیها و جفا کاریهایش درد لذت بخش عشق را در قالب شعر به خواننده می چشاند،اما به هر شکل زن همواره با مهر و مهربانی عجین بوده و وجودش لطافتی خاص به غزل می بخشد،در شعرآقای زارع نیز این عنصربه شکلهای مختلف ظاهرشده و روح لطیف خود را در جان ابیات ریخته،اما بارز ترین کارکردی که در شعر ایشان از واژه زن به چشم می خورد خلق تصاویر مینیاتوری و زیبا است.تابلوهای بی نظیری که با خواندن بعضی از غزلهای شاعر در ذهن خواننده مجسم می شوند و در آنها زن نقش موثری را ایفا می کند و به گونه ای  دلنشین و ناخود اگاه حسی نوستالوژیک را به وجود می آورند؛

                    زیر باران روسری را ناگهان بر داشتی/مست شد ابر سیاه و سر به صحراها نهاد

ویا؛

 

                       بانو!بگیر چادر خود را که از درخت / گنجشک و ابر و گل بتکانم برای تو

 

ج) تکنیک و قالب

1- موسیقی: تنوع در اوزان عروضی، استفاده شاعر از ردیف های محکم وقافیه های  گوش نواز ، مخصوصا" استفاده از همه ظرفیت های قافیه ،واج آرایی ،قافیه های درونی ، ترکیب هنرمندانه ی کلمات مدرن با کلمات آرکاییک، استعاره ، تشبیه ، تمثیل ،تلمیح و پارادوکس علاوه بر اینکه به یکدستی شعر آقای زارع کمک کرده از نظر موسیقی هم شعر را به کمال رسانده است ،شروع مجموعه و غزل زیبای ابتدای کتاب  شاهدی براین مدعاست؛

 

                   نیمه شب ساز ، من زدم یا تو ؟/ زیر آواز ، من زدم یا تو ؟

 

2- زبان : زبان در شعریکی از مهمترین ارکان است ،وسالها طول می کشد تا شاعر به زبانی پخته و یکدست ،دست پیدا کندو به زبان مخصوص خود برسد ،حداقل کمتر شاعری را می توان پیدا کرد که در کتاب اول خود به این مهم دست پیدا کرده باشد ،اما آقای زارع با توجه به سابقه ی طولانی در این زمینه و در شرایطی که نیمی از عمرشان با شعر عجین بوده کاملا به این زبان مخصوص رسیده اند هرچند گاهی مضمون شعر ها به سمتی رفته است که زبان را نیز تحت تاثیر قرار داده و از زبان شاعر دور شده است اما همچنان زبان خاص ایشان در اکثر شعرهایشان جاریست.ترکیبی از واژگان بسیار مدرن و گاهی بسیار قدیمی؛

 ماهی حوض آبی مسجد،عاشق چشمهای سبز تو شد/محتسب حکم طبخ او را داد، بد تر از عشق، اشتباهی نیست

 استفاده از زبان عامیانه؛

آمدی تا خوب درگیرم کنی دستت درست /میروی تا خوب تحقیرم کنی، عزت زیاد!

بومی گرایی؛

دلم باغ گل" گرگوش بالا"ست / دریغا خشک سالی خشک سالی

تکرار های دلنشین ،بجا،هدفمند و شیوا؛

 صفا ، صفا ، صفا ، صفا ،  صفا ؛ عشق/جفا ، جفا ، جفا ، جفا ،  جفا ؛ عشق

و  همچنین غافل گیری، واقع نمایی ، آشنایی زدایی و گاهی هم ساختار شکنی  از خصوصیات زبانی شعر آقای زارع می باشد.

 

3- الهام و جوشش : بدون‌ شک‌ داشتن‌ ذوق‌ هنری‌ لازمه‌ کار شاعر راستین‌ است و در همه‌ ادوار شعری‌ تجربه‌ شده‌ که‌ حقیقتی وراء دانش‌ و معلومات‌ شعری‌ هست‌ که‌ کار سراینده‌ را از دیگران‌ متمایز می‌کند و آن‌ حقیقت‌ در واقع داشتن ذوق،استعداد و روحیه‌ شاعرانه است ،در اشعار آقای زارع  جوشش و یا حالت کشف و شهود کاملا به چشم می خورد و در سرتا سر شعر با قوت باقی مانده است .مانند بارانی که یکریز و بی وقفه می بارد و می شوید و تازه می کند!گاهی این امر آنقدر قوی و زیباست که خواننده را به حیرت وا میدارد،که این مضامین و واژه ها چگونه در ذهن انسان جای می گیرد!

اما از این نکته غافل نشویم که " برای‌ دست‌ یازیدن‌ بدامن‌ فرشته‌ الهام‌ یا الهه‌ شعر باید هم‌ شایق‌ بود و هم‌ لایق" باید شوق‌ و ذوق‌ شعر رابا آگاهی ها ،اطلاعات ،تجربیات که همان "کوشش" در شعر است در هم آمیخت تا شعر لیاقت جاودانه شدن را پیدا کند و بر دل هر خواننده ای بنشیند ،که در مجموعه ی" ریواس ،سیب،سعدی" شاعر به خوبی به این امر هم پرداخته و شعر ها به پختگی وشیوایی لازم رسیده اند؛

دود از سرشکسته ی او  می شود بلند/گویی شهاب سنگ به دیوانه می زنند

به چشمه آمده بودی که آب برداری/ولی نگاه تو برداشت چشمه را و...برد

در جستجوی زاویه ی دید کور شد/از چشمهات هر که روایت نمی کند

در پایان برای این شاعر توانمند آرزوی موفقیت هرچه بیشتر و خلق آثار بهتر و شور انگیز تر را دارم .

 

 و غزلی از این مجموعه :

بالا بلای من بنشین چای دم کنم

بنشین بساط شعر و غزل را علم کنم

 

بنشین که روی نرگس و یاس و بنفشه را

با وصف چشم و گونه و روی تو کم کنم

 

گیسو به روی شانه بیفشان که از حسد

شب را به کام این شب تاریک سم کنم

 

لب باز کن به حرف که لب وا کنم به شعر

لب باز کن به خنده که خنده به غم کنم

 

اندوه من به حد تغزل رسیده است

وقتش رسیده است که شرح دلم کنم

 

"با صد هزار جلوه برون آمدی که من"۱

صد ها هزار پنجره را متهم کنم

 

شهری به شوق وسوسه دنبال چشم توست

پای کدام چشم چران را قلم کنم ؟

 

 

 

1- فروغی بسطامی: با صد هزار جلوه برون آمدی که من/ با صد هزاردیده تماشا کنم تو را

 

 

 

/ 107 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابوالفضل نظری

زندگی همین اش خوب است ... سلام با دو شعر و یک نگاه به فروغ فرخزاد به روزم و منتظر

سعیدبابائی

باسلام عیدتون مبارک با یک غزل به مناسبت روز تولدم به روزم و منتظر نقد و نظر ارزشمندتان هستم... [گل]

طعم سیب

سلام دنبال این کار آقای زارع بودم که رسیدم به اینجا به هرحال خیلی جالب و عالی بود سرکار بانو امیری.. هرچند شاید حدود دو سال پیش اینجا به روز شده ولی من که استفاده کردم..[گل]

شهرام بیانی

بیتای عزیز ... دروئ حالتون خوبه؟ خوشحالم از خوندنتون

میثم مشرفی

فراخوان بیبستمین جشنواره سراسری شعر رضوی همراه با موضوع آزاد موضوع: ۱-زندگی و ابعاد مختلف هشمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام رضا (ع) ۲-شعر آزاد قالبها: الف) شعر کلاسیک ب) شعر نو جوایز: (موضوع امام رضا و موضوع آزاد بطور همسان) الف) شعر کلاسیک نفر اول: لوح سپاس، تندیس جشنواره و مبلغ ۱۰،۰۰۰،۰۰۰ ریال نفر دوم: لوح سپاس، تندیس جشنواره و مبلغ ۸،۰۰۰،۰۰۰ ریال نفر سوم : لوح سپاس، تندیس جشنواره ومبلغ ۶،۰۰۰،۰۰۰ ریال نفر چهارم: لوح سپاس، تندیس جشنواره و مبلغ ۵،۰۰۰،۰۰۰ ریال نفر پنجم: لوح سپاس، تندیس جشنواره و مبلغ ۴،۰۰۰،۰۰۰ ریال ب) شعر نو نفر اول: لوح سپاس، تندیس جشنواره و مبلغ ۱۰،۰۰۰،۰۰۰ ریال نفر دوم: لوح سپاس، تندیس جشنواره و مبلغ ۸،۰۰۰،۰۰۰ نفر سوم: لوح سپاس، تندیس جشنواره و مبلغ ۶،۰۰۰،۰۰۰ ریال شرایط حضور: • محدودیت سنی برای شرکت کنندگان وجود ندارد. • شرکت کنندگان می توانند در هر بخش ( شعر کلاسیک – شعر نو) حداکثر ۲ اثر به دبیرخانه ارسال نمایند. • ارسال همزمان اثر در تمامی موضوعات بلامانع است. شرکت کنندگان آثار خود را با ذکر موضوع انتخابی ارسال نمایند. تقویم برگزاری: مهلت ارسال آثار: ۱۵/۵/۹۳ اعلام نتایج: ۳۰/

میثم مشرفی

فراخوان بیبستمین جشنواره سراسری شعر رضوی همراه با موضوع آزاد موضوع: ۱-زندگی و ابعاد مختلف هشمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام رضا (ع) ۲-شعر آزاد قالبها: الف) شعر کلاسیک ب) شعر نو جوایز: (موضوع امام رضا و موضوع آزاد بطور همسان) الف) شعر کلاسیک نفر اول: لوح سپاس، تندیس جشنواره و مبلغ ۱۰،۰۰۰،۰۰۰ ریال نفر دوم: لوح سپاس، تندیس جشنواره و مبلغ ۸،۰۰۰،۰۰۰ ریال نفر سوم : لوح سپاس، تندیس جشنواره ومبلغ ۶،۰۰۰،۰۰۰ ریال نفر چهارم: لوح سپاس، تندیس جشنواره و مبلغ ۵،۰۰۰،۰۰۰ ریال نفر پنجم: لوح سپاس، تندیس جشنواره و مبلغ ۴،۰۰۰،۰۰۰ ریال ب) شعر نو نفر اول: لوح سپاس، تندیس جشنواره و مبلغ ۱۰،۰۰۰،۰۰۰ ریال نفر دوم: لوح سپاس، تندیس جشنواره و مبلغ ۸،۰۰۰،۰۰۰ نفر سوم: لوح سپاس، تندیس جشنواره و مبلغ ۶،۰۰۰،۰۰۰ ریال شرایط حضور: • محدودیت سنی برای شرکت کنندگان وجود ندارد. • شرکت کنندگان می توانند در هر بخش ( شعر کلاسیک – شعر نو) حداکثر ۲ اثر به دبیرخانه ارسال نمایند. • ارسال همزمان اثر در تمامی موضوعات بلامانع است. شرکت کنندگان آثار خود را با ذکر موضوع انتخابی ارسال نمایند. تقویم برگزاری: مهلت ارسال آثار: ۱۵/۵/۹۳ اعلام نتایج: ۳۰/

یسنا

نامه ای در جیبم و گلی در مشتم پنهانست قصه ای دارم با نی لبکی سر کوهی گر نیست ته چاهی بدهید تا برای دل خود بنوازم عشق جایش تنگ است خوشحال میشم بهم سر بزنید واشعارم رو مطالع کنید...نظر بدین خوشحال میشم[گل]

غزل

سلام دوست عزیز من غزل محمدحسینی ترانه سرا و خواننده هستم برای خرید ترانه های سفارشی میتونید از طریق وبم با من در تماس باشین. با تبادل لینکم موافقم هرکی لینک کرد بگه که منم لینک کنم.ممنون آدرس وبلاگ http://www.ghazalll2014.blogfa.com