1...2...3...

بعد از مدتی سلام و بعد از سلام

1-خیلی پیش تر ها وقتی رمان هرگز به چاپ نرسیده ای رو که نوشته بودم به دوستی دادم که بخواند ،عنوان "اردیبهشت چشمهای بی تا "را برایش انتخاب کرد به همین دلیل اسم وبلاگم را هم گذاشتم" اردیبهشت چشمهایم" اما کمی پیش تر کتابی را دیدم که عنوانش  به نوعی شبیه عنوان وبلاگم بود بنا براین تصمیم گرفتم اسم وبلاگم و عوض کنم و از این به بعد وبلاگم عنوان "رونوشتی برای خدا " را خواهد داشت .

2- و اما این روزها...


سردمه

مثل یک قایق یخ کرده

روی دریاچه یخ ‚ یخ کردم
عین آغاز زمین....

تو سینه م قلبم داره یخ می زنه
اون وقتش توی سرم
 
کوره روشن کردن
 
سردمه
مثل آغاز حیات گل یخ....

                                                              "مرحوم حسین پناهی "

 

3- غزل

 

 

از درد دل شکسته ام از درد خسته ام

از این زمانه بی برو برگرد خسته ام

 

فریاد می زنم که خدا بشنود چقدر

از آنچه که به روز من آورد خسته ام

 

در خلوت زنانه ی  خود مطمئن شدم

من مردم و از اینهمه نامرد خسته ام

 

از پرسه ی حریص نگاهی که می دود

درچشمهای هرزه ی ولگرد خسته ام

 

تصویر گنگ و مبهم یک روح ساکنم

از این جهان مضطرب و سرد  خسته ام

 

تکرار میکنم که خدا باورش شود

از آنچه که به روز من آورد خسته ام

/ 193 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دلتا

سلام وبتون زیبا بود لذت بردم از سیر در سراچه ی دلت دل...تادل

علی سلیمانی

سلام خواب دیدم (نیستی) تعبیر آمد (می رسی) هر چه من دیوانه بودم ابن سیرین بیشتر به روزم با غزلی و منتظر نقد و نظر شما . با سپاس-علی سلیمانی

ج م

سلام همراه احترام به شما و کارهای زیبایتان از شما برای خواندن این شعر دعوت میشود . وقتی نباشی ... پستچی یک بسته غم می آورد تصـــــویـری از آینــــده با طـــرحِ عَــــــدَم می آورد عمری به رسمِ عاشقـی در گـل نظـــر کردم ولی گل با تمــــامِ خوشگـلی پیــشِ تو کـــم مـی آورد...

ps

سلام[گل] یلداتون مبارک [گل]

ساجده جبارپور

سلام در آستانه ی فصلی سرد بروزم با سپید مثل مادربزرگ و رباعی مثل اسید منتظر نگاه نقدتان هستم

حاکانی

چقدر زیباست