شرمنده وسع ما زمینی ها همین است...

تا کی غبار بی کسی جارو کنم آقا
می خواهم امشب باغزل جادو کنم آقا


اینکه ظهور جمعه ی آینده ات حتمی است
بگذار امشب با خیالش خو کنم آقا


یک لحظه چشمم را ببندم خوب شد حالا 
بگذار یک تصویر تازه رو کنم آقا


حالا فقط یک ساعت دیگر تو اینجایی
من می روم تا شهر ر ا خوشبو کنم اقا


##


مردم پر از شوق اند باگل ،آینه ،اسپند
امروز حتی سنگ ها از شوق می گریند


وقتش رسیده تا ابد آرام  می گیریم
از چشم های روشنت الهام  می گیریم


امروز چشم هر کسی حساس خواهد شد
حالا غزل شاعرترین احساس خواهد شد


باید خدا را جور دیگر دید از امروز
از سنگ ها هم می شود گل چید از امروز


از آب، از آیینه ، رو می گیرم امروز
در آبی چشمت وضو می گیرم امروز

آیینه ها را پیش پایت فرش خواهم کرد
این خاک را چیزی شبیه عرش خواهم کرد

کاری کنم از آسمان باران ببارانند
نه ...نه گلاب قمصر کاشان ببارانند

###

ای کاش می شد چشمهایم بسته می ماندند
مردم کنار کوچه دسته دسته می ماندند

دستی خیال خفته ام را زیر و رو می کرد
این "مثنوی اشفته" ام را زیر و رو می کرد

آقا خجالت می کشم اینجا زمین است و 
شرمنده وسع ما زمینی ها همین است و

 

باید که با دستان خالی منتظر باشیم
در کوچه های لا ابالی منتظر باشیم

اصلا خودت آقا برای ما دعا کن تا
با حال خوش ، نه خوش خیالی منتظر باشیم

این انتظار خسته و کج را بگیر از ما
کاری بکن در حد عالی منتظر باشیم

حتی اگر دیدار رویت سهم ماها نیست
آقا کمک کن چند سالی منتظر باشیم

 

امید که این جمعه بیاید...

/ 87 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد قادری

سلام خوشحالم که خوندمتون "از چین و چروک صورتش می خوانم" خیلی قشنگ بود یا حق[گل]

حسین میدری

درود دو تارنگار من یک ساحل پر از شعرdobeititar.blogfa.com و خلیج نقره ای aryakade.persianblog.ir برای همیشه حذف شد و در هر دو آدرس شخص یا اشخاص ناشناس دیگری بدون نام مبادرت به ساخت وبلاگ نموده اند. در همین جا اعلام میدارم که بعد از این هیچ گونه فعالیتی در اینترنت ندارم و برای همیشه با همه خداحافظی میکنم. خاهشمندم لینک مرا حذف بفرمایید. بدرود

برزگر

سلام آلبوم ها بی گناهند وقتی دوربین! با چراغ خواب تو خاموش شده بود! ... به روزم با دوربین های خاموش سری بزنید

بهنام خسروانی

سلام خانم امیری: از اشعار زیباتون لذت بردم. ضمن تشکر از اظهار نظر شما

حامد بهاروند

سلام بر بیتای بی همتای امیری ببخش که دیر اومدم.کارهای آزادت بیشتر به دلم نشست.علی الخصوص اولی.آفرین.در مورد غزل مثنوی هم حسابی بحث دارم.تصاویر زیبایی داشت.قلمت خوب چرخیده.اما جای ویرایش بیشتر هم داره.ایراد وزنی از تو بعیده دختر خوب.خوبی؟ مواظب بیتای عزیز ما باش شاد باشی و باشی

حامد بهاروند

نظرمو خورد

تنها

سلام این شعره چقدر خوشکله با اینکه من هنوز خوب شعرو نمی فهمم ولی میگم اگر میتونستی قافیه و ردیفهای اول را تا انتها ادامه می دادی خیلی جالب میشد منظورم وسع ما زمی نی ها بود موفق باشید

گام اول

سلام خانم امیری عزیز و هنرمند یک دفتر ویک عالمه برگه های پر از چروک دارم که دلنوشته هام و توی دل خودشون جا دادند اما این مال گذشته بود از چند سال قبل که معلم شدم فاصله ی من و دفترم زیاد شد اگرچه هنوز هم همونقدر دوسش دارم و همینطور همه ی چیزهایی که از دل آدما می جوشه ! امروز توی وبگردیم وب شما و شعر های از دل برامدتون و دیدم خوندم و لذت بردم بهتون تبریک میگم شعر های شما آدم و پابند می کنه تا همش و بخونی و بعد هم شعر بعدی [گل]